تبليغاتX
Image by college
شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی (ره ) در سخنانی که با عنوان « امامت و رهبری » ایراد کرده است به نقل خاطره ای می پردازد که از باب مقدمه آن را می آورم . ایشان می گوید : یکی از آقایان می فرمود : روزی به حمام رفتم . حمامی هم که خیلی به آقا ارادت داشت کارگری را می فرستاد برای این که سر آقا را بتراشد. کارگر وقتی شروع به تراشیدن سر آقا می کند قسمت هایی را زخمی می کند. در اثنای کار آقا می گوید بس است ! دیگر نمی خواهم سر مرا بتراشید. کسی را سراغ استاد حمامی می فرستد که بیاید. استاد می آید و آقا می گوید این چه کارگری است که گذاشتی سر مرا بتراشد! این که همه جای سر مرا زخم کرد! استاد می گوید : حضرت آیت الله اختیار دارید من عمدا این فرد را خدمت شما فرستادم . برای این که او هر شب نماز شب می خواند! آقا می گوید برادر من من که نگفتم می خواهم با یک کسی نماز بخوانم یا مسافرتی بروم که مرا در موقع نماز شب بیدار بکند. گفتم کسی را می خواهم که سر مرا خوب بتراشد! تو باید یک کارگر مسلمان خوب می فرستادی که سر را خوب بتراشد نه این که نماز شب بخواند. این آقا اگر نماز شب خوان واقعی است از این به بعد دیگر حرام است سر بتراشد باری این که سر مردم را زخم می کند! باید برود سراغ یک کار دیگر!

غرض از نقل این خاطره و واکاوی ظرافت های نهفته در نگاه مدیریتی شهید بهشتی بیان حکایت مسئولی است که تشابه های زیادی به کارگر سرتراش قصه فوق دارد. او مدیر کل وسیع ترین اداره یکی از مذهبی ترین شهرهای ایران است استانی که دانش آموزان و فرهنگیان آن با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کنند و هر از گاهی نابسامانی هایش تیتر اول خبرگزاری ها می شود. اما با این همه او بخشی از وقت خود را در حرم به عنوان خادم سپری می کند. شاید برای بسیاری از مردم حضور یک مدیرکل آن هم در لباس خادمی حرم نشانه لیاقت وی محسوب می شود. اما در نگاه شهید بهشتی به عنوان سترگ ترین چهره مدیریتی انقلاب این کار نه تنها مضموم و ناپسند است بلکه دارای ابهامات شرعی نیز می باشد.
نیم نگاهی به مشکلات مدارس دانش آموزان اولیا و مربیان استان که مدیر کل محترم در هر بخش آن می تواند تصمیم ساز و چاره اندیش باشد به طور طبیعی وقتی باقی نمی گذارد تا وی در حرم مطهر به خدمتی که افراد بی شماری در انتظار فرارسیدن نوبت هستند مشغول باشد و کار واجب و تکلیف عینی خود را که باید در قبال آن به خدا نظام اسلامی و مردم جوابگو باشد با کاری مستحبی معاوضه کند. خادمی حرم هر چند شرف است اما این شرافت برای مدیران و مسئولان زمانی نصیب خواهد شد که اهداف آن حضرت را که امروز در نظام اسلامی تجلی یافته و دنبال و به سرانجام رساند تا انقلابی که از دل اسلام و مرجعیت بیرون آمده و وظیفه ای جهانی دارد به ناکارآمدی متهم نشود. شهید بهشتی چه خوب از قصه اش نتیجه گیری می کند آنجا که می گوید : این آقا اگر نماز شب خوان واقعی است از این به بعد دیگر حرام است سر بتراشد برای این که سر مردم را زخم می کند! باید برود سراغ یک کار دیگر.

+ نوشته شده توسط --| دوستان |-- در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 و ساعت 8:25 |

عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد . مادر ترزا

عشق نخستین سبب وجود انسانیست .  وونارگ

عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد .  ارد بزرگ

عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد .  شکسپیر

عشق مانند بیماری مسری است که هر چه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا میشوی .  شانفور

عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست .  کوستین

عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند .  جبران خلیل جبران

عشق برای مرد از احساسات عمیق و غیر ارادی نیست ، بلکه قصد و عقیده است  .  مادام دوژیرادرن

عشق هوس محبوب شدن نزد معشوق است .  زابوتن

عشق نخستین بخش از کتاب مفصل بیوفائی است .  ژرژسان

عشق معجزه ایست . امیل زولا

عشق شیرینی زندگیست .  مارسل تینر

عشق مزیت دو فردیست که دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند  .  سنت بوو

عشق یکنوع تب و حرارت شدید است .  استاندال

عشق گل کمیابی است .  آندره توریه

عشق حادثه ایست .  کولارن

عشق چیزیست که به هیچ چیز دیگر شباهت ندارد . ریشله

عشق ما را میکشد تا دوباره حیاتمان ببخشد . بوبن

عشق شاه کلیدی است که تمام دهلیزهای قلب را میگشاید . ایوانز

عشق این توانائی را می دهد که بگوئید ، پوزش می خوا هم .  کن بلانچارد

عشق یعنی ترس از دست دادن تو  . مثل ایتالیائی

عشق تاریخچه زندگی است.... اما در زندگی مرد واقعه ای بیش نیست .  مادام دواستال

عشق همیشگی است این ما هستیم که ناپایداریم ،عشق متعهد است مردم عهد شکن، عشق همیشه قابل اعتماد است اما مردم نیستند .  لئوبوسکالیا

عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد. عاملیست که دو تن را مبدل بفرشته ی واحدی می کند . ویکتور هوگو

عشق رمز بزرگیست . افلاطون

عشق تجارت خطرناکیست که همواره به ورشکستگی می انجامد .  شانفور

عشق نبوغ عقل است. توسنل

عشق دردیست که فقط سه دارو دارد: گرسنگی ، انتظار ، انتحار .  کراتس

عشق نمی دانم چیست و نمی دانم چگونه سپری می شود .  مادموازل دوسگوری

عشق دردیست شدیدتر از تمام دردهای دیگر ، زیرا در عین حال روح و قلب و کالبد را رنج می دهد . ولت

عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد و الا معشوق بهانه است . آلفونس کار

عشق ظالمی است که به احدی رحم نمی کند .  کرنی

عشق ، خطای فاحش فرد در تمایز یک آدم معمولی از بقیه ی آدم های معمولی است .  برنارد شاو

عشق چیزیست که بیعقلان را عاقل می کند و عاقلان را عاقلتر می نماید و آن ها را که بیش از اندازه عاقلند را کمی بی قید می سازد .؟

عشق چیزیست که نخست به شما پرو بال می دهد تا بعد بهتر بتواند بدامتان بیندازد .  د. اسمیت

عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند .  مارکوس بیکل

عشق خوشبختی است که دو طرف برای هم ایجاد می کنند . ژرژسان

+ نوشته شده توسط ب.حضرتی در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 18:48 |

تصاوير دروان طفوليت تعدادي ازدوستان

(فقط خواهشن كسي خودشو لو نده)

+ نوشته شده توسط --| دوستان |-- در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 11:51 |

 

تا توانی دلی بدست آر...

 

 

 

که دل عاشق شکستن هنر نیست

 

 

خاک بر سر ما....

+ نوشته شده توسط د.اكبري در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 12:51 |
زنان و مردان با هم تفاوت دارند، در اين نکته ترديدی نيست

ولی بجای تاکيد روی کيفيتهای منفي زن و مرد چرا روی نقاط مثبت آنان تکيه نکنيم؟

بياييم از خانم ها شروع کنيم:

زنان مهربان ، عاشق و دلسوزند.

زنان وقتی که خوشحال هستند گريه ميکنند.

زنان برای نشان دادن توجه و علاقه هميشه کارهای کوچکي انجام می دهند.

آنان برای دست يابی فرزندانشان به بهترين چيزها از هيچ کاری دريغ نمی کنند.

زنان قدرت اين را دارند که حتی وقتی بسیار خسته هستند ونمی توانند روی پای خود بايستند،لبخند بزنند.

آنان می دانند که چگونه يک وعده غذايی را به فرصت تبديل کنند.

زنان ميدانند چگونه از پول خود بهترين بهره را ببرند.

آنان ميدانند چگونه يک دوست بيمار را تيمار کنند.

زنان شادی و خنده را بدنيا ارزانی می کنند.

زنان صادق و وفادارند.

زنان در زير آن ظاهر نرم، اراده پولادين دارند.

آنان برای ياری رساندن به دوستی محتاج همه کار می کنند.

زنان از بی عدالتی به آسانی به گريه می افتند...

آنان می دانند چگونه به يک مرد احساس پادشاه بودن بدهند.

زنان دنيا را مکانی شادتر برای زندگی می سازند.



حالا نوبت مردان است:
مردان برای حمل اشيای سنگين و کشتن سوسک و عنکبوتها خوبند
+ نوشته شده توسط م.ر.حقگو در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 21:19 |

فتواي جديد يك متفكر اسلامي به نام "جمال البنا" از كشور مصر در خصوص حلال بودن بوسه بين دختران و پسران جوان" در اماكن عمومي بحث و جدال گسترده اي را در بين مجامع علمي و ديني مصر ايجاد كرده است.

يكي از بزرگان دانشگاه الازهر و رئيس سابق بخش فتواي اين دانشگاه بوده است به شدت به البنا اعتراض كرده و گفت: اين گفتار سبب نشر فحشا و مسائلي كنترل ناپذيري خواهد شد... .

به گزارش پارسينه به نقل از العربيه؛ "البنا" درباره جواز حليت بوسه بين دختران و پسران جوان در شبكه ماهواره اي الساعه با بيان اين دليل فتوا داد كه، (بوسه بين دختران و پسراني كه با يكديگر ازدواج نكرده اند) از سستي بشر است. در اسلام اين مسئله ضمن "اشتباهات" وارد شده است. اين اشتباهات، گناهان كوچكي هستند كه با كارهاي نيك از بين مي روند.

وي همچنين به با اشاره به فتواي خود به العربيه گفت: به ما واجب است كه نسبت به واقعيتي امكان تجاهل به ان در اين عصر فعلي نيست شناخت پيدا كنيم. در واقعيت اين عصر كنوني، بسياري از دختران پسران جوان توانايي ازدواج را ندارند. اين درحالي است كه آنان در شرايطي هستند كه بسياري از عوامل خارجي كه باعث تحريك غريزه جنسي مي شود بر ايشان سايه گسترانده است. غريزه جنسي اي كه خداوند در انسان بنا نهاده است.

وي مدعي شد: ما نبايد اين مشكل را دست كم بگيريم و كوچك بدانيم. فلا يكلف الله نفسا إلا وسعها، و اين فتوا به معناي دعوت به فساد نيست. البنا همچنين بالا رفتن سن ازدواج، زياد شدن مشكلات آن و بيكاري را از مسائلي عنوان كرد كه باعث اين گناهان كوچك مثل بوسه زدن است، مي شود.

برخي از علماي الازهر البنا را متهم به انتشار فحشا از طريق اين فتوا كرده و خواستار برگشت وي از اين نظر شده اند. جمال قطب كه يكي از بزرگان دانشگاه الازهر و رئيس سابق بخش فتواي اين دانشگاه بوده است به شدت به البنا اعتراض كرده و گفت: اين گفتار سبب نشر فحشا و مسائلي كنترل ناپذيري خواهد شد.

گفتني است صدور فتاوي جنجال برانگيز از سوي مركز الازهر كه عمدتا با قصد سازگاري بين دين و دنياي جديد صورت مي گيرد، اخيرا افزايش خاصي پيدا كرده است، بطور مثال اخيرا دكتر عزت عطيه استاد و رئيس بخش حديث در دانشگاه الازهر گفته بود كه براي جلوگيري از خلوت يك زن و يك مرد نامحرم در محل كار، "زن مي تواند به همكار مرد خود شير بدهد تا آنها باهم محرم شوند.

 

+ نوشته شده توسط س.اصلانی در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 21:48 |
سرعت اینترنت در ایران !

 

 

+ نوشته شده توسط د.اكبري در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 و ساعت 11:40 |
مهمترين امضا عليه آيت ا... دستغيب تكذيب مي شود:

پس از انتشار نامه ای با امضای شماری از ائمه جمعه و نخبگان استان فارس علیه آیت الله سید علی محمد دستغیب، که در صدر آن امضای آیت الله سید عبدالعلی آیت اللهی، امام جمعه لار قرار داشت، ایشان امضای خود را پس گرفت و ناشی از فریبکاری فردی به نام ولدان دانست.


+ نوشته شده توسط --| دوستان |-- در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 8:21 |

 


+ نوشته شده توسط ب.حضرتی در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 و ساعت 17:42 |

تصميم بر اينه كه تصاوير دروان طفوليت

تعدادي ازدوستان رو بدون نام و مشخصات اينجا درج كنيم

(كوچيكه مد نظره)

(فقط خواهشن كسي خودشو لو نده)

منتظر تصاوير ارسالي هستيم 

ايميل تو بخش معرفي وبلاگ هست


بدليل كپي رايت تصاوير از سوي صاحب تصوير ، تمام تصاوير با كيفيت پايين و غير قابل استفاده درج مي شود

+ نوشته شده توسط --| دوستان |-- در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 و ساعت 10:35 |
از تحقیر دیگران شدیدا پرهیز كنیم . هر انسان ویژگی مخصوص به خود دارد كه قابل ستایش است . خودتام را نیز هرگز تحقیر نكنیم . همیشه شایستگیهای خود را مجسم نماییم تا نسبت به خود بار ذهنی مثبتی داشته باشیم . وقتیم تعریف می كنند ، این پا و آن پا نشویم، آرام بگیریم و به نرمی و با لبخند تشكر كنیم .

+ نوشته شده توسط م.ر.حقگو در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 21:40 |
این روزا که بحث معما داغه

اجازه بدید مام یکیشو طرح کنیم! نه؟

در يك مسابقه دوچرخه سواري 4 دوست با دوچرخه هاي خود به رقابت پرداختند . با توجه به راهنمائي هاي زير بگويد چه كسي اول شده است و دوچرخه اش چه رنگي است ؟

1.       دوچرخه علي سبز نيست .

2.       دوچرخه قرمز مال پيمان است و اولين يا آخرين دوچرخه اي نيست كه مي رسد

3.       سومين و چهارمين دوچرخه اي كه مي رسد نارنجي نيست

4.       دوچرخه مجيد آبي نيست و بعد از پيمان به خط پايان مي رسد .

5.       دوچرخه اميد اولين و آخرين دوچرخه اي نيست كه مي رسد و آبي هم نيست 

 

   

 

+ نوشته شده توسط ز.ناصحي در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 0:46 |